الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
341
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
كم و ناقص نمىسازد ) و وسعت آنچه نزد اوست تمام نمىگردد . و هرآينه هست نزد او از ذخيرههاى نعمتها چندان كه خواستههاى مردم آن را تمام نمىكند به جهت اينكه او بخشندهاى است كه سؤالِ سؤالكنندگان ناقصش نمىكند ، و اصرارِ اصراركنندگان بخيلش نمىسازد . ساير جملهها و مطالب اين خطبه نيز بيشتر ، راجع به شرح اسماء و صفات ذاتى و فعل خداست . در خطبهء 93 مىفرمايد : الأَوَّلُ الَّذي لا غايَةَ لَهُ فَيَنتَهى ، وَ لا آخِرَ لَهُ فَيَنقَضي . [ خدا ] اوّلى است كه پايانى براى او نيست تا به نهايت برسد ، و آخرى براى او نيست تا منقضى شود و درگذرد . خطبهء 95 مىفرمايد : الحَمدُ لِلَّهِ الأَوَّلِ ، فَلا شَيءَ قَبلَهُ ؛ وَ الآخِرِ ، فَلا شَيءَ بَعدَهُ . حمد و سپاس مخصوص خدايى است [ كه اين صفت را دارد ] كه اوّل است ، پس چيزى پيش از او نيست ؛ و آخر است ، پس چيزى بعد از او نيست . يعنى اوّل بودن او نه به اين معناست كه اشياءِ ديگر دوم و سوم و . . . او هستند و آخر بودن او به اين معنى نيست كه بعد از اشياءِ ديگر است بلكه به اين معنى است كه بعد از او چيزى نيست . در خطبهء 100 مىفرمايد : الأَوَّلُ قَبلَ كُلِّ أَوَّلٍ ، وَ الآخِرُ بَعدَ كُلِّ آخِرٍ . اوّل است پيش از هر اوّلى ، و آخر است بعد از هر آخرى . در خطبهء 108 مىفرمايد : أَنتَ الأَبَدُ ، فَلا أَمَدَ لَكَ ؛ وَ أَنتَ المُنتَهى ، فَلا مَحيصَ عَنكَ ؛ وَ أَنتَ المَوعِدُ ، فَلا مَنجى مِنكَ إِلّا إِلَيكَ .